اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
880
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
خود خواند تا روزى همى صفت دجال كرد پيش ياران . بترسيدند ، گفت : لا تخافوا فانى ان كنت فيكم اكفيكم و ان لم اكن فيكم فالله خليفتى عليكم ، و نيز چون ورا مرگ نزديك آمد گفتند : استخلف علينا يا رسول الله قال الله خليفتى من بعدى . و اگر موسى را عصا مار گردانيد تا همه عصاها و رسنها بخورد و جاودان را مسخر كرد ؛ قضيب مر مصطفى را صلى الله عليه و سلم كرامت داد تا بتان ورا سجود كردند . سجود كردن جماد عجبتر از سجود كردن حيوان عاقل مميز . و اگر موسى را چهار صد مرد جادو بهيكبار ايمان آوردند ، مصطفى را صلى الله عليه و سلم دوازده هزار مرد به منا به يك بار ايمان آوردند . و اگر موسى را كرامت داد تا قوم وى به دريا بگذشتند كه دامن ايشان تر نگشت ؛ مصطفى صلى الله عليه و سلم را كرامت داد تا امت وى به دوزخ بگذشتند و دامن ايشان از خوى خشك نگردد ، چنان كه به خبر آمده است : تمر طائفة من امتى على الصراط و ثيابهم ندية من العرق . و اگر عصا و حبال جادوان اندر عصاى موسى ناپديد كرد ، جفاى عاصيان امت مصطفى را صلى الله عليه و سلم اندر شفاعت مصطفى ناپديد كرد . و اگر موسى را اندر عمر دو بار با حق مناجات بود ؛ مر امت مصطفى را صلى الله عليه و سلم با حق هر شبان روزى پنج بار مناجات بود . و مر موسى را مناجات به مكانى مخصوص بود ؛ باز امت مصطفى را صلى الله عليه و سلم به هر مكانى مقام مناجات باشد . چنان كه مصطفى گفت صلى الله عليه و سلم : جعلت لى الارض مسجدا . و اگر موسى را يد بيضا بود همه نفس مصطفى را عليه السلام همين مقام بود ؛ تا آفتاب را بر دست موسى سلطان بود ، باز آفتاب را بر نفس مصطفى صلى الله عليه و سلم سلطان نبود . از اين معنى ورا بر زمين سايه نبود . و اگر اسماعيل را فدا داد از ذبح ، امتان محمد را فدا داد از دوزخ . پيغامبر عليه السلام گفت : امتى امة مرحومة فداؤهم بايديهم يوم يوضع فى يمينه يهودى و فى شماله نصرانى و يقال له هذا فداؤك من النار ؛ و اگر عيسى صلوات الله عليه سياحت كرد تا ورا نام مسيح آمد ؛ سياحت مصطفى صلى الله عليه عجبتر بود